در بيان اين مفهوم نظرات مختلفي ارائه شده است که به برخي از آن ها اشاره مي شود:
الگوى پيشرفت، ظرفىداردوآناسلامىوايرانىبودنآناست. اينظرفاسلامىوايرانىازهمجدانيست. اسلامبهايرانىهويّتبخشيدوايرانىنيزموجباتگسترشاسلامرافراهمنمود. اسلامىبودنالگوناظربهمبانىانديشه، جهانبيني، اهدافميانىونهايى، ارزشهاوروشهاستكهازاسلاممايه مي گيرد. هرملتىبخواهدازالگوىتوسعهسرمشقبگيرد، بايدويژگي هايجغرافيايى، انسانى، سياستي، اقتصادى، فرهنگىوفرصتهاوتهديدهاىخودرادراصلاحالگومدّنظرقراردهد، پسايرانىبودن الگوامرىاجتناب ناپذيراست (مصباحي مقدم، 1389). رهبري معظم نيز از همان ابتدا به در جلسات و گردهمايي هاي مختلف به فراخور شرايط به شرح و تبيين مؤلفه هاي مختلف اين اصطلاح پرداختند. ايشان در نخستين نشست انديشه هاي راهبردي الگو (10/9/1389) هدف از تدوين اين الگو را اين گونه بيان فرمودند: پيشرفت كشور و تحولى كه به پيشرفت منتهى ميشود، بايد طورى برنامهريزى و ترتيب داده شود كه انسان بتواند در آن به رشد و تعالى برسد؛ انسان در آن تحقير نشود. هدف، انتفاع انسانيّت است، نه طبقهاى از انسان، حتّى نه انسانِ ايرانى. پيشرفتى كه ما مي خواهيم بر اساس اسلام و با تفكّر اسلامى معنا كنيم، فقط براى انسان ايرانى سودمند نيست، چه برسد بگوئيم براى طبقهاى خاص. اين پيشرفت، براى كلّ بشريت و براى انسانيت است. در ديدار روساي سه قوه و مسئولان و مديران بخشهاي مختلف نظام (1387/06/19) بيان مي دارند: ما فرقمان با بقيّه گروههايى كه در كشورهاى مختلف مىآيند يك رژيمى را تغيير مي دهند، بر سر كار مىآيند و قدرت را به دست مي گيرند، اين است كه ما آمديم براى اينكه يك جامع? اسلامى به وجود بياوريم؛ ما آمديم تا حيات طيّب? اسلامى را براى كشورمان و براى مردممان بازتوليد كنيم؛ آن را تأمين كنيم. و اگر بخواهيم با يك نگاه وسيع تر نگاه كنيم، چون بازتوليدِ حيات طيّب? اسلامى در كشور ما مي توانست و مي تواند همچنان الگويى براى دنياى اسلام شود، در واقع آمديم براى اينكه دنياى اسلام را متوجه به اين حقيقت و اين شجر? طيّبه بكنيم؛ ما براى اين آمديم. هدف، جز اين چيزديگرى نبود، الآن هم هدف جز اين چيز ديگرى نيست. نظام اسلامى، نظامى است بر پايهى مبانى اسلام. هر جا كه توانستهايم وضع موجود و ساختار كنونى نظام خودمان را بر پايه اسلام قرار بدهيم، اين خوب است، مطلوب است؛ هر جا نتوانستيم، سعى ما بايد اين باشد كه آن را بر همان پايه و مبناى اسلامى قرار بدهيم؛ از او نبايد تخطّى كنيم. اين هدف ماست.
ايشان در در ديدار دانشجويان دانشگاه فردوسى مشهد (1386/02/25) در توضيح اسلامي ـ ايراني بودن الگو بيان مي دارند: ما بايد پيشرفت را با الگوى اسلامى - ايرانى پيدا كنيم. اين براى ما حياتى است. چرا مي گوييم اسلامى و چرا ميگوييم ايرانى؟ اسلامى به خاطر اينكه بر مبانى نظرى و فلسفى اسلام و مبانى انسانشناختى اسلام استوار است. چرا ميگوييم ايرانى؟ چون فكر و ابتكار ايرانى، اين را به دست آورده؛ اسلام در اختيار ملت هاى ديگر هم بود. اين ملت ما بوده است كه توانسته است يا مي تواند اين الگو را تهيه و فراهم كند. پس الگوى اسلامى -ايرانى است. البته كشورهاى ديگر هم از آن، بدون ترديد استفاده خواهند كرد؛ همچنانى كه تا امروز هم ملت ما و كشور ما براى بسيارى از كشورها در بسيارى از چيزها الگو قرار گرفته، اينجا هم يقيناً اين الگو مورد تقليد و متابعت بسيارى از ملتها واقع خواهد شد.
همانگونه که اشاره شد پس از پيروزي انقلاب اسلامي و ديني در ايران، ضرورت و امکان ديني شدن زندگي فردي، جمعي و اجتماعي مردم بيش از همه دغدغ? مردم، انديشمندان، مسلمانان و رهبران حکومت اسلامي بوده است. لذا آنگاهكهازالگوىاسلامىودينىسخن گفته مي شود، قاعدتاالگويىمد نظرماستكهداراىمبانى، ساختار، محتوا واهدافدينىِ اسلامىبودهوراه هاىوصولبهاهدافرادرچارچوبفهمدينىوياآنچهامروز بنامعلمدينىنامبرداهشدهاست، فراهمآورد (ابطحي، منتظر، (1391) ص 125)
بيان اين نکته ضروري است که جغرافياي ايران تاثيري در مباني پيشرفت در عرصه هاي مختلف، از جمله عرص? علم و فناوري ندارد بلکه ايران، ظرفي براي پيشرفت و تحوّل مي باشد؛ چرا که اسلام و مباني آن در پيشرفت يک حقيقت فراجغرافيايي بوده و محدود به يک زمين و منطقه نيست همان طور که کلام وحي و پيامبري منحصر به يک مکان و سرزمين خاصي نيست. و پرواضح است يک حقيقت فراجغرافيايي اگر بخواهد در يک منطقه و با خصوصيّات انسان هاي متفاوت پياده شود چگونگي آن رنگ و شکل خاص به خود را خواهد داشت. همان طور که کلام وحي به حسب نوع توانايي، فهم و ادراک مردم بيان مي شد؛ و کار فقيهان تطبيق حقيقت جامع و فراگير دين با شرايط و خصوصيّات زمان و مکان مي باشد. پيشرفتي که با اقتضائات جهان بيني اسلامي بنا شده باشد، پيشرفتي حقيقي است و داراي ويژگي هاي زير است:

برچسب:
نویسنده: بنیامین بهرامی